گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )

62

لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )

فرماندهان امتثال امر نموده سه هزار نفر سنگين اسلحه فرا آوردند . كلارخوس نيز به عنوان مشاور به چادر دعوت شده بود . چون كوروش و ديگر پارسيان به او با ديدهء احترام و برترين افراد يونانى مىنگريسته‌اند . وقتى كه او از جلسه بيرون آمد جريان محاكمه ارونتاس را براى دوستان خود نقل كرد زيرا كه جلسه محرمانه نبود . برطبق اظهار او كوروش به شرح ذيل رسيدگى را آغاز كرد : ياران من ، بدان جهت شما را به اين‌جا دعوت كرده‌ام كه با هم تعاطى نظر و سپس دربارهء عمل ارونتاس همين جا در پيشگاه خدايان و در حضور افراد حكم لازم صادر كنيم . اين مرد را ابتدا پدرم به خدمت من گماشت سپس چنان كه خودش هم اعتراف دارد بدستور برادرم بر ضد من قيام و ارگ شهر سارديس را تصرف نمود و من با جنگى كه بر ضد او آغاز كردم صلاح خود را ناچار در ترك مخاصمه ديد و با من دست دوستى داد . - آيا اينك تو چنان كه خود اعتراف مىكنى كه از جانب من صدمه‌اى نديده بودى بر عليه من با مىسىها ( قومى سركش در آسياى صغير ) همدست نشده‌اى تا بدترين صدمات را بر قلمرو من وارد كنى ؟ ارونتاس تصديق كرد . كوروش گفت آيا تو بعد از آنكه پى بردى قدرت كافى ندارى به معبد ربةالنوع ارتميس « 1 » نرفته و توبه نكرده بودى و بعد از آنكه مرا به عفو كردن خود وادار ساختى آيا تعهداتى با من ننمودى و با من عهد و پيمان نكردى ؟ ارونتاس اين اظهارات را هم تصديق نمود . آن‌گاه كوروش گفت پس چه آزارى از من ديدى كه سومين بار بر ضدم توطئه

--> ( 1 ) - Artemis